قسم به خدا که لحظه از رنجی که بر تو خانواده ات روا می شود غافل نیستم ، قسم به خون شهدا که از دیشب بغض گلویم را پاره کرده است .
فراموش نکرده ام که گفتی آمده ای چون برای من و برای ما احساس خطر کرده بودی . فراموش نکرده ام که خودت و زندگی آرامت را چگونه رها کرده تا به نجات میهن از استبداد و ظلم بپردازی .
میر حسین نازنین ، تمام حرفهایت را در مناظره ها باز نگاه کرده و. براستی تو از پیش میدانستی در راهی قدم مینهی که بهایی سنگین دارد . ای مرد وطن و ای ایراندوست واقعی من تو را تنها نمی گذارم . من تو و شیخ شجاعمان را در دهلیزهای دژخیم تنها رها نمی کنم که این خیانت به خون نداها و صدها شهید راه آزادیست .
غیرت و خون من بجوش آمده و اینک روز من است تا به یاری تو بشتابم .
موسوی عزیز، تو را فراموش نکرده و تنها نخواهم گذاشت ، تو مردانگی را تمام کردی اینک نوبت من است .
ای کاش برادران و خواهرانم نیز به یاری من بیایاند .
خدایا قوت و حکمت و حمایت را برای نجات میهن و مردان دربند دژخیمان را از تو مدد می کنم .
No comments:
Post a Comment